ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,170
    5,744
    مدیریت کل سایت

    شیر علیمردان خان این مرد بزرگ لر

    شیر علیمردان خان این مرد بزرگ لر

    علیمردان خان
    از رؤسای ایل چهارلنگ بختیاری در جنوب غربی ایران بود که با ارتش رضاشاه درگیری داشت.[۱]

    علی مردان خان در سال ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۳ به مدت ۵ سال مبارزه مسلحانه داشت. وی از خوانین طایفه اصلی ممصالح یا محمود صالح بود که این طایفه از شش تیره بنام های: آل داود، قلی، آدگار، ممجلاردین، اورش، کافلی تشکیل شده است که تیره های آل داود و اورش جزء اصلی ترین و به اصطلاح محلی (بنچک )مم صالح بشمار میروند. وی در آن زمان در منطقه که هم اکنون جز شمال غرب استان اصفهان (فریدن) در روستای به نام چهل چشمه و قلعه شاهرخ زندگی می‌کرد همچنین بناهایی در روستای اورگان بنا نمود که امروزه به عنوان یک بنای دولتی در این روستا مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما این روستا‌ها فاصله کمی با مرکز استان چهار محال بختیاری داشته و البته در منطقه‌ای واقع شده که ان را می‌توان حد فاصله چهار لنگ و هفت لنگ نامید. در ضمن می‌توان اشاره کرد که طایفه ممصالح این مکان را به عنوان اییلاق خود انتخاب کرده و در زمستان‌ها به گرمسیر خوزستان مهاجرت می‌کردند. و در ان زمان این روستا‌ها جز استان چهار محال و بختیاری بوده اند

    فرزند بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری و علیقلی خان چهارلنگ بود. مادرش بی بی مریم، دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود. بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخش‌هایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد.
    پدرش در بین طوایف زیادی از چهارلَنگ و در بین هفت لَنگ‌ها نیز جایگاه خاصی داشت و مادر شجاعش بی‌بی مریم به سردار مریم بختیاری شهرت داشت. بی‌بی مریم فرزند یکی از سران بختیاری بود که به دست پسر ناصرالدین شاه (سلطان مسعود میرزا ملقب به ظل‌السلطان) کشته شد.
    پدرش در جوانی در اثر توطئه‌ای فامیلی وفات یافت. علیمردان خان، کودکی خود را نزد دایی‌های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند.
    وی پس از چندی بر علیه دولت رضاشاه شورید و بختیاری و شمال خوزستان را تصرف کرد اما نهایتا با تهاجم ارتش و پا در میانی دیگر خوانینِ بختیاری پس از یکسال جنگ در قهفرخ، فرخ شهر کنونی حاضر به صلح و تسلیم شد و به زندان قصر منتقل گردید. سرانجام در سپیده دم سال ۱۳۱۳ خورشیدی و برخلافِ امان نامه‌ای که رضاشاه صادر کرده بود در برابر جوخه اعدام قرارگرفت.
    مرگ علیمردان خان تأثیر زیادی بر ایل بختیاری گذاشت تا حدی که دلیری‌های او در میدان جنگ بمیانِ مثلها و شعرهای بختیاری نیز راه یافت و آهنگسازان برای او ترانه شیرعلیمردان را ساختند.
    اگرچه در میان بختیاری‌ها نارضایتی‌های درون ایلی کم نبود. اما قیام علی‌مردان‌خان صرفاً از عامل فوق نشأت نمی‌گرفت. این نارضایتی‌ها از دوره ناصرالدین شاه که با قدرت گرفتن شاخه هفت لنگ، چهارلنگ‌ها به میزان زیادی از قدرت سیاسی محروم گشتند، وجود داشت. با این حال، عامل اصلی نارضایتی مردم، اسکان اﺟﺒﺎری ﻋﺸﺎﻳﺮ و اقدام بهتخت قاپو (يک جا ماندن عشاير در يک منطقه بيشتر از شش ماه) و خلع سلاح آنها بود.


    علی مردان خان در شعر شاعران[ویرایش]

    محسن پزشکیان:
    برگ بلوط ها از پِشِنگه باروتمُشبک استآن کیستراه بر نفسِ تنگه بسته؟آن کیسترِکه کردهاز کُچه بلند؟وقتی دهان سنگرش از چهچه ی گلوله تهی مانددلم رُمبیدکه را دلی است که در نعش شیر علی نگاه کند؟آن سوی سنگ پوزه های موربآن سوی آفتابآنجا که کرکسانقیقاج می زنندمگر نعش شیر علی افتاده است؟که را دلی است که در نعش او نگاه کند؟جز بی عروسکه توریِ سپید رااز سر هنوز نگشوده است؟بی عروس!نعش شیر علی رااز زیر آفتاببردار
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,170
    5,744
    مدیریت کل سایت
    زندگینامه علیمردان خان بختیاری(شیر علی مردان) ـ (1271 ـ 1313 ه. ش)
    قهرمان مبارزه بااستبداد حکومت رضاشاه و اسطوره مقاومت ملی
    علیمردان خان بختیاری در سال 1271 هجری شمسی در سرزمین بختیاری به دنیا آمد. پدرش علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی وفات یافت. مادرش بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و از زنان مبارز عصر مشروطه بود. بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و تحت نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد .
    علیمردان خان، کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت و به تدریج مراحل ترقی را طی کرد. تا اینکه در سال ۱۳۰۲ بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمدعلی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند. در سال ۱۳۰۰ با تشکیل حزب «ستاره بختیاری» علاقه و گرایش شدیدی به این حزب پیدا کرد. علیمردان خان در سال ۱۳۰۷ جمعیتی به نام «هیئت اجتماعیه بختیاری » مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران بختیاری به منظور مقابله با استبداد حکومت رضاشاه تشکیل داد. سپس در تنگ گزی و شوراب اجتماع کردند و به قرآن سوگند یاد کردند که تا آخر ایستادگی نمایند و راه جنوب به شمال بختیاری را با انفجار (پل شالو) بستند و آماده حمله به فریدن شدند که دولت با شتاب سردار فاتح و محمدتقی خان امیر جنگ را برای مذاکره نزد آنها فرستاد . در همین زمان طوایف مختلف بختیاری به نهضت پیوستند و محمدرضا خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند. ولی مذاکرات خوانین بختیاری با علیمردان بی نتیجه ماند . در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه تصرف و یا به آنان پیوستند.
    حکومت رضاشاه هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب قیام به فرماندهی تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه کرد. در زمانی که هیئت اعزامی برای صلح با علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در حومه قه فرخ ( فرخشهر ) مشغول مذاکره بودند از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش قرار گرفت . از جنوب ، لشگر اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی، از غرب لشگر خرم آباد به فرماندهی سرتیپ تاج بخش از شمال سرهنگ بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله را کامل کردند.
    در منطقه سفید دشت که مدت ۲۰ روز یک تیپ ارتش در محاصره بختیاری ها بود، اما با جنگی خونین به دلیل برتری تجهیزات جنگی حکومت به شکست نیروهای بختباری منجر شد و عقب نشینی کردند. علیمردان خان و یارانش بعد از یک سال درگیری و جنگ پارتیزانی در کوهستانهای بختیاری با وساطت بعضی از خوانین تسلیم و به تهران انتقال یافت
    ولی با آمدنش به تهران توطئه برای مرگ او هم شروع شد. بعد از مدتی به همراه سردار فاتح و سردار اقبال و چند نفر دیگر دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید و حماسه دوم حماسه ساز بختیاری آغاز گشت. حماسه اول او نبرد بر علیه دیکتاتوری و استعمار بود و حماسه دوم که عظیم تر از حماسه اول اوست مقاومت دلیرانه و بی باکانه او و مرگ شجاعانه و مظلومانه وی است. مرگی که عین زندگی بود آن هم یک زندگی حماسی و قهرمانانه. علیمردان خان با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال سیاسی و زندانی گردید و در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه ۱۳۱۳ این رادمرد بختیاری را با دستور رضاشاه به جوخه اعدام سپردند و تیر باران کردند.
    نویسنده نامدار معاصر ، «بزرگ علوی» در این باره می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند. هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
    «سید جعفر پیشه وری» از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد: «در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد: زنده با ایران و آزادی که با صفیر چند گلوله خاموش شد.» لحظاتی بعد جسد بی جان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، و در میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود به پای چوبه دار بر زمین در غلطید.
    زنده یاد مهراب امیری مترجم و مورخ بختیاری می گوید: به موازات هر قطره خونی که از پیکر سردار رشید بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان مشتاقان و علاقه مندان او بر روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان «ترانه شیرعلیمردون» را ساختند. هنوز چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده ( زردکوه ) آوازش را چنین می خوانند:
    شُمشیر علیمردون طلای بی غش ..................ز زمین بِرچ اِزَنه ز آسمون تَش
    شمشیر علیمردان طلای خالص است، ................از زمین برق می زند و از آسمان آتش
    بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ .......................شُمشیرُم به گِل زَنُم سی ایل چارلنگ
    بی بی عروس (همسرش) تو فریاد شادی بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل می زنم برای ایل چهارلنگ.
    کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم ...............................................ر ه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم
    تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جنازه ام برسانند.
    دشمنون زِ بعـد مـو چاره ندارِن .................................................. ...............................گَویَلَ نیله سُوار و هفت و چارِن
    دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار (اسب سوار) ما چهارلنگ و هفت لنگ بختیاری هستند...
    تحقیق و گردآوری: رضا بهرامی دشتکی ۱۳۹۱
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •