برترین مطلب این هفته ی سایت

فرومی خاص با تاپیکهای خبری روز

فروم خبری.سیاسی.ورزشی.سرگرمی.مذهبی.گفتگو.آزاد اندیشی و گفتمان برتر بخش ویژه شیراز ایجاد شد.... باتشکر داود امیری مدیر فروم

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 57 , از مجموع 57

موضوع: خاطرات دهه شصتی ها((حتما سر بزنید))مخصوصا دهه 60 ها..........

  1. 10HE60 آواتار ها
    10HE60
    Senior Member
    Jan 2014
    1,147
    817
    تشکرشده 854 بار در 376 ارسال

    به یادماندنی‌ترین تصاویر مرحوم کلانتری در کتب درسی


    به یادماندنی‌ترین تصویرسازی‌های مرحوم پرویز کلانتری در کتب درسی؛ از چوپان دروغگو تا کوکب خانم...

    پیکر پرویز کلانتری ساعت 9 صبح روز دوشنبه، سوم خردادماه از مقابل خانه‌ هنرمندان ایران تشییع می‌شود.


    #51 ارسال شده در تاريخ 05-21-2016 در ساعت 04:06 PM

  2. 3 کاربر مقابل از 10HE60 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    liberte (01-04-2017),USA- (05-21-2016), داود امیری (09-16-2016)

  3. 10HE60 آواتار ها
    10HE60
    Senior Member
    Jan 2014
    1,147
    817
    تشکرشده 854 بار در 376 ارسال
    ژیان مدل ۵۳، قابل اطمینان و زیبا






    فروش جوجه و شکلک های کودکانه




    خوب و عزیزی ایران زیبا…







    #52 ارسال شده در تاريخ 06-27-2016 در ساعت 10:38 AM

  4. 3 کاربر مقابل از 10HE60 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    HAJ ali (01-06-2017),liberte (01-04-2017), داود امیری (09-16-2016)

  5. داود امیری آواتار ها
    داود امیری
    مدیریت کل سایت
    May 2013
    11,485
    1,770
    تشکرشده 5,109 بار در 1,895 ارسال


    یه زمانی آخر تبلیغات شامپو بس
    یه پسر کوچولو میگفت: بس


    اون پسر الان زن داره بچه داره مهمتر از همه کچله
    ویرایش توسط 10HE60 : 12-15-2016 در ساعت 11:03 AM
    #53 ارسال شده در تاريخ 09-16-2016 در ساعت 11:31 AM

  6. 3 کاربر مقابل از داود امیری عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    10HE60 (12-15-2016),HAJ ali (01-06-2017),liberte (01-04-2017)

  7. 10HE60 آواتار ها
    10HE60
    Senior Member
    Jan 2014
    1,147
    817
    تشکرشده 854 بار در 376 ارسال
    همه دهه شصتیا یه دونه عکس این شکلی گرفتن
    #54 ارسال شده در تاريخ 12-15-2016 در ساعت 11:03 AM

  8. 4 کاربر مقابل از 10HE60 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    HAJ ali (01-06-2017),liberte (01-04-2017),nazismi (01-01-2017), داود امیری (12-15-2016)

  9. nazismi آواتار ها
    nazismi
    Member
    Apr 2016
    71
    101
    تشکرشده 65 بار در 25 ارسال
    ای دبستانی ترین احساس من


    خاطرات کودکی زیباترند
    یادگاران کهن مانا ترند
    درس‌های سال اول ساده بود
    آب را بابا به سارا داده بود


    درس پند آموز روباه وکلاغ
    روبه مکارو دزد دشت وباغ

    روز مهمانی کوکب خانم است
    سفره پر از بوی نان گندم است

    کاکلی گنجشککی با هوش بود
    فیل نادانی برایش موش بود


    با وجود سوز وسرمای شدید
    ریز علی پیراهن از تن میدرید

    تا درون نیمکت جا میشدیم
    ما پرازتصمیم کبری میشدیم


    پاک کن هایی زپاکی داشتیم
    یک تراش سرخ لاکی داشتیم

    کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
    دوشمان از حلقه هایش درد داشت
    گرمی دستان ما از آه بود
    برگ دفترها به رنگ کاه بود


    مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
    خش خش جاروی با پا روی برگ
    همکلاسی‌های من یادم کنید
    بازهم در کوچه فریادم کنید






    خوشا دردی که درمان

    #55 ارسال شده در تاريخ 01-01-2017 در ساعت 06:46 PM

  10. 2 کاربر مقابل از nazismi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    HAJ ali (01-06-2017),liberte (01-04-2017)

  11. liberte آواتار ها
    liberte
    Senior Member
    Sep 2014
    397
    436
    تشکرشده 307 بار در 137 ارسال
    اتل متل به روایت علی سورنا:
    اتل متل توتوله بگو زندگي چه جوره؟
    قشنگه ؟مي چرخه؟يا که چرخش مي لنگه؟ 0

    اهل گريه اي يا خنده
    بازنده اي يا برنده 0

    اصن مهم ني جفنگه
    اينجا هميشه يه رنگه 0

    اتل متل تو توله
    علي کجاست تو کوچه 0

    يه هدفونم تو گوشش
    چرا مشکي ِ رو پوشش 0

    چشماش تر ميشن هي باز قلبن ميخنده
    اون هميشه تو راهه 0

    بگو ميره يا که برميگرده
    اتل و متل و سرم پر 0

    به ياد روزاي قشنگتر
    ياد گرفتم بجنگم 0

    نجنگيدن نجگم
    لگد نشم از اول 0

    تا ته خيابونو بلدشم
    قشنگتر اينکه نترسم 0

    نذارم زيريا لگدشن
    اتل متل متر متر وجب وجب چشم چشم قدم قدم ايول خيابونو ميگم عشقه 0

    سرکشم که گيرم
    ميگيره به دنيا من اينم 0

    اگه سرکشم نشم که
    گيرم هست تو دنيا…. 0

    اتل متل ديوونه
    يه دل دارم که خونه 0

    اگه مي توني بشونش
    جرات داره چه جورش 0

    اتل متل قسم به قلبم اصلن
    نمي ترسم از خطر و کفن و مرگ و سنگ قبرم 0

    اتل متل چند خط دردم
    تو چند ضرب از دف 0

    تر ميشن قشنگ شن
    اتل و متل وتحقير 0

    يه گردن يه تقصير
    ميگن جلوتر از خطي 0

    جفت پاهاتو ورچين
    چيزي نگم از اشک 0

    چشم تو بگو ميگم چشم
    نگم از شب و مزش 0

    چشم تو بگو ميگم چشم
    يعني نگم خستم 0

    از اين ادماي بي مصرف
    ولي تو که بهتر از همه ميدوني 0

    من چند چندم
    چشم تو بگو ميگم چشم 0

    اصن بگو نخونم
    چشم تو بگو ميگم چشم 0

    اصن بگو نمونم
    چشم تو بگو ميگم چشم 0

    اصن بگو بچم
    نمي تونم ازت رد شم 0

    چشم تو بگو ميگم چشم
    چشم چشم دو ابرو 0

    دماغ و دهن پر از خون
    ليلاي من هيپ هاپ 0

    اون بم ميگه تو مجنون
    ليلاي من ديوونس 0

    عين خودم بي خونس
    ميگه باهام بمون پس 0

    منم بهش ميگم چشم
    ليلا ليلا 0

    ميگن که تش قهره
    عشق من وتو زهره 0

    ولي يک کلمه هرگز
    ليلا ليلا انا لله انا 0

    ميخوان بخونم
    ولي زندم منه ديلاق انگار 0

    ليلا صدام وق وق ِ
    ميگن عليت احمق 0

    حق زدن حرف و دارم
    حق حرف حق ،حقِ 0

    غير من کي هف خطه؟
    تو؟شرمنده 0

    اگه ببرن کت بسته
    نمي بيني علي بست کتش 0

    اتل متل توتوله
    زندگي با غرورش 0

    طلوع و غروبش
    همه ي اوج و فرودش 0

    اتل متل متر متر وجب وجب چشم چشم قدم قدم ايول
    ولي جفت پاهاتو ورچين2
    #56 ارسال شده در تاريخ 01-04-2017 در ساعت 10:01 PM

  12. کاربر مقابل از liberte عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    HAJ ali (01-06-2017)

  13. HAJ ali آواتار ها
    HAJ ali
    Senior Member
    Apr 2014
    زمین خدا
    724
    407
    تشکرشده 530 بار در 242 ارسال
    Blog Entries
    1
    من برای آخرای دهه چهلم.چهارشنبه سوری های اونزمان ازترقه ونارنجک خبری نبودمحله ما نزدیک کوه بودوخارروازکوه می کندیم اما مرکزشهرکه دسترسی نداشتندخاررومی خریدند.معمولا خارها روبه هفت قسمت (هفت روزهفته که چهارشنبه رونحس می دونستیم)وگاهی به سه قسمت(سه پندزرتشت گفتارنیک-کردارنیک-اندیشه نیک)تقسیم میکردیم وشب چهارشنبه آتیش میزدیم وهمه نوبتی ازروی آتیش می پریدیم.خانم ها ودخترها توحیاط خونه آقایون وپسرها توکوچه.قاشق زنی زمان ما بیشتربرای شادی بوداما مادرم تعریف میکردسال های گذشته بیشترفقرااینکاررومیکردندا ما بعدتغییرشکل دادواول دخترها بعدهم پسرهااینکارومیکردن.یه قاشق ویه کاسه مسی برمی داشتیم.چادرروسرمون می کشیدیم ومیرفتیم درخونه ها اونقدربا قاشق به ته کاسه میزدیم تا صاحبخونه درروبازمی کرد.بعضی ها آجیل توکاسه میریختن،بعضی ها پول بعضی ها شیرینی بعضی هاقندوشکلات بعضی ها هم ازپشت بوم روسرمون آب میریختن .بعضی ازجوونها که عاشق دختری بودن چون مثل الان پررونبودن ونامه وتلفن وقرارواینجورچیزا نبودبه این امیدکه شایدفرجی بشه ودلبرروببینندچادرسرمیکردن ومیرفتن درخونه دختره.بعضی وقت هاکه اعضاءخونه جثه طرف رومی دیدندوبومی بردنددر روبازمیکردندیا بادمپایی میزدن تو سرجوون بدبخت یا ذغال داغ میریختن توکاسه اش.بعضی وقت هاهم با بچه های کوچه پائینی وبالایی که اومده بودن توکوچه مادرگیرمیشدیم البته نه جدی به شوخی -بعضی وقت ها هم همدیگرروغارت میکردیم.ولی خب گذشت اونروزا-توکوچه ما یه دختری بودبه اسم توران که توری صداش میکردن.اونزمان هیپی گری وهیپی گردی تازه مدشده بودهیپی هابا موهای بلندآواره بودن وازاین محله به اون محله ازاین شهربه اون شهرمی رفتند.یه روزیکی ازاین هیپی ها که اتفاقاًخیلی هم خوشگل وموطلایی بودبا کت وشلوارمخمل ازکوچه ما ردمیشدکه توران سرش روازدربیرون اوردوبرادرش روصدا کردبیادخونه.یه نگاه کافی بودتااون جوون هیپی همه چیزش روببازه وبشه یه عاشق دربدر.امیرخان دیگه محله ماروول نکردازقضاءپدرومادرامیرخان ازثروتمندان بنام تهران بودندوتوران رودرشان خانواده خودشون نمی دیدند.امیراونقدرپافشاری کردتا پدرتوران با ازدواج اونها موافقت کردوبا یه جشن ساده زندگیشون شروع شد.پدرومادرامیر هم اونو طرد کردند.روزها گذشت انقلاب شدجنگ شدامیردواطلبانه به جبهه رفت ویه روزخبرشهادتش رواوردند.پدرومادر امیرموند� �دوحسرت پسری که با دلی خون رفت وتوران دخترشیطون محله که قامتش شکست.تا لحظه مرگش دیگه ازدواج نکرد.فکرمی کنم چندسال پیش بودکه توران هم به رحمت خدارفت.چندوقت پیش رفتم محله قدیمی ازقدیمی ها تک وتوک مونده بودن تو همون کوچه به انتهای کوچه که نگاه کردم یه لحظه یاداولین باری که امیررودیدم با اون موهای طلایی تاب دارواون نگاه معصومانش ومکثی که با دیدن توران کرد وعاشق شد.حالا اسمش روی اون کوچه مونده شهیدامیر....
    وطنم وطنم وطنم
    #57 ارسال شده در تاريخ 01-06-2017 در ساعت 11:34 AM

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran