امیرهمایون یزدانپور با 50 سال فعالیت در صدا و سیما، از گویندگان برتر کشور و استان فارس است.



به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از شیراز؛ صدایش طنین خاصی دارد، همچنان جوان است و سرزنده، با اینکه سن و سالی از او گذشته ، اما روحیات و خلق و خویش جوان است.


او معتقد است جوانی چیزی است که در پیری هم می توان داشت.

صدای زنده و سرحالش حالتان را خوب می‌کند، پر از انرژی است و نشاط...

امیرهمایون یزدانپور با 50 سال سابقه فعالیت، در 16 جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما در کشور به عنوان گوینده و مجری برتر انتخاب شده است.

به همین منظور به سراغ این گوینده برتر کشور رفته و گپ‌ و‌ گفتی با او داشتیم.




سین: خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید؟
جیم: امیرهمایون یزدانپور هستم، سال 1325 در شیراز متولد شده ام.

سین: چگونه گوینده صدا و سیما شدید؟
جیم: مصاحبه دادم، 800 نفر برای مصاحبه آمده بودند و پس از گذشت 6 ماه بیشترین شادی دنیا نصیبم شد و با خدا عهد کردم که راه را تا انتها طی کنم.



سین: چه چیزی باعث علاقه مندی شما به گویندگی شد؟
جیم: از کلاس دوم ابتدایی عشق به برنامه های رادیویی داشتم طوری که رادیویی بزرگ در خانه داشتیم و من همیشه خود را جای گوینده ها فرض کرده و صحبت می کردم، حتی گاهی با آن ها تماس می گرفتم و بالاخره به آن چیزی که می خواستم رسیدم.



سین: استادی که باعث علاقه مندی شما به گویندگی شد؟
جیم: استاد منوچهر دبیری.

سین: یک جمله در مورد وی بگویید؟
جیم: مرد خدا. غیر از راستی و درستی راهی نپیمود.



سین: بیشترین و کمترین نمره را در کدام دروس می گرفتید؟
جیم: در ادبیات بیشترین نمره و ریاضی کمترین نمره را می گرفتم.



سین: در برنامه زنده سوتی هم داده اید؟
جیم: تا دلتان بخواهد(با خنده)، همزمان با برنامه ای در تهران، برنامه ای دیگر از شیراز پخش می شد. صدابردار ما عاشق برنامه تهران بود به طوری که این برنامه تهران را روی بلندگوی پخش می گذاشت و گوش می کرد، به من اعلام شد برای ضبط صدا در محل حاضر شوم، من با حضور در محل ضبط صدا، اعلام برنامه کردم، ولی پس از اعلام، گفته شد: صدای شما پخش نمی شود، دوباره اعلام کردم: ساعت 21، اینجا شیراز است، و باز هم به من گفته شد، صدا پخش نمی شود و دوباره تکرار کردم، بار دیگر گفته شد صدای شما پخش نمی شود، و پس از چندین بار اعلام، متوجه شدم صدای من از فرستنده خودمان پخش می شود ولی صدابردار، برنامه تهران را گوش می دهد که او را متوجه اشتباهش کردم، البته ناگفته نماند که مخاطبان تماس گرفته و موضوع را گوشزد کردند.



سین: از چه سالی وارد رسانه شدید؟
جیم: سال 1343 و با نویسندگی شروع کردم.

سین: نخستین برنامه ای که گویندگی کرده اید؟
جیم: برنامه درس زندگی.

سین: از جمله برنامه هایی که در آن ها گویندگی کرده اید؟
جیم: گوینده خبر به مدت 33 سال، برنامه مشاعره "صدای سخن عشق"، آینه اجتماع، صبح و زندگی و ایوان آینه.


سین: توصیه شما به جوانان علاقه مند به حرفه گویندگی و مجری گری؟
جیم: ابتدا به نتیجه برسند که خداوند در نهاد آن ها صدای خوبی به ودیعه گذاشته و سپس با مراجعه به کلاس های گویندگی و فن بیان با این حرفه آشنا شوند.

سین: از جمله افتخارات شما؟
جیم: در 16 جشنواره از 19 جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما در کشور به عنوان گوینده و مجری برتر انتخاب شده ام.

سین: چند فرزند دارید و در چه زمینه ای فعالیت می کنند؟
جیم: 2 دختر و 1 پسر، پسرم گوینده صدا و سیما است، یک دخترم استاد مدیریت صنعتی و دیگری موسیقی تدریس می کند و همگی ازدواج کرده اند.

سین: شما معمولا بیشتر اوقات در محل کار هستید این مساله باعث گله مندی خانواده با موقعیت شغلی شما نشده است؟
جیم: با همسرم طی کردم که من اول با شما ازدواج کرده ام، بعد با رادیو و تلویزیون(با خنده).


سین: آیا شهرت را دوست دارید؟
جیم: شهرت مثل تیغ دو لبه است بعضی وقت ها خوب و بعضی وقت ها نیز موجب دردسر است.

سین: چه زمانی از کوره در می روید؟
جیم: با دیدن حقه و نامردی عصبانی می شوم.

سین: یکی از خاطرات دوران فعالیت؟
جیم: گویندگی فقط صحبت با مردم نیست، کارهای پشت پرده گویندگی هم مهم هستند، زمانی یک دختر خانم خیلی به من تلفن می زد، هر چقدر می گفتم دخترخانم، لطفا به من زنگ نزنید فایده ای نداشت، نیم ساعت مانده به سال تحویل تلفن زد، به او گفتم سال تحویل نزدیک است، شما دعای "یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ" را وجهه همت خود قرار بده و بعد از سال تحویل به من تلفن نزن، این دختر خانم به من گفت نه، برعکس شما این دعا را وجهه همت خودتان قرار دهید، به او گفتم راستش را بگو چرا اینقدر به من زنگ می زنی؟ گفت: من شما را از یک حقیقت بزرگ دور نگه داشته ام، من یک دختر نابینا هستم و چیزی از مال دنیا هم ندارم جز یک ضبط صوت و یک نوار کاست و تمام دلخوشی من صدای شما است، شب ها برنامه شما را می شنوم دوباره فردا صبح گوش می کنم تا شب که برنامه شما شروع می شود، به او گفتم(یزدانپور گوینده صدا و سیما) تسلیم، من که گفته بودم با او صحبت نمی کنم حالا به او گفتم فردا صبح اولین جایی که عید دیدنی می روم به خانه شما می آیم، جیغی کشید و به خواهرش گفت: آقای یزدانپور می خواهد به خانه ما بیاید سپس آدرس را به من داد، دسته گلی خریدم و به آدرسی که داده بود رفتم، کوچه به کوچه گشتم تا خانه را پیدا کردم در زدم در باز شد 40 پله تا پایین می رفت هر 3 پله که پایین می رفتم یک در باز می شد و یک سر بیرون می آمد تا رسیدیم به کف خانه، خواهر این دخترخانم به استقبالم آمد وارد آن خانه شدیم تقریبا 2 ساعت من آنجا بودم انگار دنیا را به دختر داده بودند و خوشحالم که شادی را به خانه شخصی بردم.



سین: آرزویی هم داشته اید که به آن نرسیده باشید؟
جیم: بله، از کنار آن ها رد شده و خدا را شکر کرده ام.

سین: علاوه بر گویندگی، فعالیت دیگری انجام می دهید؟
جیم: روزنامه نگار، شاعر، مدرس گویندگی و فن بیان، تهیه کننده و نویسنده هستم.

سین: از جمله دانش آموختگانی که داشته اید؟
جیم: خانم ها صادق زاده و رزمجویی گویندگان خبر شبکه سراسری و مجتبی زارعی گوینده خبر شبکه فارس.

سین: از جمله کتاب های شما؟
جیم: دو کتاب شعر "پای حصار نیلی شب" و "عطر خاکستری صبح" و یک کتاب گویندگی به نام "هنر خوب حرف زدن".

سین: برداشت تان از این کلمات چیست؟
جیم: امیرهمایون یزدانپور: کار، تلاش و موفقیت.
عید نوروز: سنتی دیرپا و ماندگار.
سفره هفت سین: پیوند با سنت ها و آداب و رسوم.
جوان: چیزی که در پیری هم می توان داشت.
امید: بال پرواز من در زندگی.
باشگاه خبرنگاران جوان: جایگاهی برای پرورش نیروهای علاقه مند به خبر و صدا و سیما.