برترین مطلب این هفته ی سایت

فرومی خاص با تاپیکهای خبری روز

فروم خبری.سیاسی.ورزشی.سرگرمی.مذهبی.گفتگو.آزاد اندیشی و گفتمان برتر بخش ویژه شیراز ایجاد شد.... باتشکر داود امیری مدیر فروم

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: هر چه درباره «چنگیز» می‌گویند را باور نکنید

  1. rezakhan آواتار ها
    rezakhan
    Member
    Apr 2016
    50
    67
    تشکرشده 45 بار در 22 ارسال

    Exclamation هر چه درباره «چنگیز» می‌گویند را باور نکنید

    هر چه درباره «چنگیز» می‌گویند را باور نکنیدفرادید| حول شخصیت تاریخی چنگیزخان به عنوان یکی از بزرگترین فاتحان تاریخ، افسانه‌های بسیاری پدید آمده که در زیر با پنج عدد از این افسانه‌ها آشنا می‌شوید:

    او یک حاکم مستبد "راستگرا" بود

    به گزارش فرادید به نقل از تایم، مطالعۀ دقیق منابع اصلی در مورد چنگیز به زبانها مغولی، عربی و فارسی، نشان می‌دهد که چنگیز شخصیتی پیچیده داشته است. بسته به روحیه یا شرایطی که در آن قرار داشته، می‌توانسته همۀ موارد زیر باشد: حیله‌گر، آینده‌نگر، عادل، سخاوتمند، عارف مسلک، خوددار، انسانی با ارادۀ فولادین، با استعداد. مردی که ویژگی‌های حاکمی بزرگ و فردی بزدل را یکجا داشت. خائن، منحرف، ناسپاس، انتقام گیرنده، و حتی احمق.

    او که اغلب اوقات به یک نگاه طرفش را می‌شناخت، بعضی اوقات ساده لوح بود، مانند زمانی که یک شارلاتان چینی به نام چونگ چان، او را شیفتۀ خود کرد و به استاد و مشاور روحانی او بدل شد. اما از این منظر، او تفاوت چندانی با شخصیتهای مطرح دوران مدرن که شیفتۀ "استادان کامل" در زمینه‌های گوناگون می‌شوند، نداشت. او قربانی پارانویا و حسادتش بود و می‌توانست اسیر خشمهای شدید شود، اما در عین حال دلربا و کاریزماتیک هم بود و وفاداری اشخاص را حتی در زمانی که قدرتی نداشت تا افراد از ترسشان به او بپیوندند، به خود جلب می‌کرد. در مورد برچسب "راستگرایی" که به چگنیزخان زده شده نیز باید گفت که این موضوع یک مهمل بدون مبنای تاریخی است، چرا که اصطلاح "راست" و "چپ" تا قبل از انقلاب فرنسه به وجود نیامده بودند.

    او بیرحمترین فرد تاریخ بود، و شاید حتی روانی بود
    نکتۀ مهمی که در مورد چنگیزخان دانست این است که بیرحمی او ممکن است که از لحاظ گستره ما به ازایی در دوران قرون وسطی نداشته باشد، اما از لحاظ انواع اقدامات بیرحمانه‌ای که به کار می‌بست، تفاوتی با معاصران خود نداشت. می‌توان مثالهای بسیاری برای بیرحمی‌هایی که در قرون وسطی صورت می‌گرفت، ردیف کرد: قتل عام چینی‌های سونگ توسط "جین"‌ها در کایفنگ در سال 1127؛ قتل عام 8000 اسکاتلندی توسط ادوارد اول در برویک در سال 1296؛ کشتار 30000 هندو در چیتور توسط ارتش علاالدین خیلیجی در سال 1303؛ کور کردن دست جمعی بلغارها توسط رومیان بیزانس در سال 1014؛ رفتارهای مسیحیان در انطاکیه و اورشلیم در طول جنگ صلیبی اول و این تنها بخشی از مثالهای آن دوران است. چنگیز خان به نسبت سایر فاتحان هم‌عصرش نه بی‌رحمتر بود و نه دلرحم‌تر.

    حتی همعصرانش نیز او را به لحاظ خشونت متمایز قلمداد نمی‌کردند، و او هرگز در عصر خودش شهرتی را که هنری هشتم به سبب بیرحمیش نزد معاصرانش در قرن شانزدهم داشت، نداشت. بسیاری از داستانها از بیرحمی چنگیز، اغراق شده و ساختۀ دشمنان و منتقدانش، به خصوص تاریخ‌نگاران عرب بوده است. مغولها خود از اینکه تصویری سیاه از آنان ساخته بودند راضی بودند، چرا که بدین ترتیب احتمال مقاومت از سوی دشمنان پایین تر می‌آمد و احتمال اینکه بدون درگیری تسلیم شوند را افزایش می‌داد. قضاوتهای اخلاقی قرن و بیست و یکمی، کمکی به ما در فهم تاریخ نمی‌کند.

    سیاست "تسلیم شو یا بمیر" او جنایتی آشکار علیه بشریت بود
    این سیاست توجه بسیاری را به خود جلب کرده و دلایل گوناگونی برای این موضوع ارایه شده است، از جمله دلایل زیر: این سیاست نتیجۀ انتقال ذهنیات استپ‌نشینان عشیره‌ای به گسترۀ با ابعاد جهانی بود؛ این سیاست نتیجۀ اعتقاد چنگیز به این بود که از سوی خود برای حکومت بر جهان برگزیده شده و از این رو هرگونه مقاومت در برابر خود را کفر می‌دانست؛ مغول از شهرها ترس داشتند و متنفر بودند و وقتی که آنها را تصرف می‌کردند، خشم خود را خالی می‌کردند؛ موثرترین هشدار به اهالی شهرهای تصرف شده بود تا یک وقت پس از پیشروی مغولها به سوی شهرهای دیگر خیال "خنجر از پشت زدن" و شورش به سرشان نزند.

    اما ساده‌ترین توضیح برای این سیاست این است که مغولها به خاطر کمبود همیشگی نیرو، همیشه نگران تلفات دادن بودند و به همین خاطر بهترین سناریو برایشان تسلیم دشمن بود تا بدون کشته دادن بتوانند شهر را تصرف کنند. این موضوع مشخص می‌کند که چرا با اهالی تقریباً همۀ شهرهایی که بدون مقاومت تسلیم می‌شدند، رفتار نسبتاً خوبی صورت می‌گرفت. ترس از تلفات بود که مغولها را به بدترین زیاده‌رویشان وامی‌داشت. مغولها اگر در دوران محاصرۀ شهر متحمل کشته‌ها و مجروحان بسیار می‌شدند، به هنگام سقوط شهر انتقامی وحشتناک می‌گرفتند؛ هر چه مقاومت شدیدتر بود، شمار قربانیان قتل عام بیشتر می‌شد. گاهی اوقات این قتل عام شامل همۀ انسانهای شهر از جمله زنان و کودکان، و شامل همۀ حیوانات از جمله سگان و گربه‌ها می‌شد. همینطور سیاستی را که بسیار موجب عصبانیت اعراب می‌شد، یعنی استفادۀ از اسرای جنگی در صف اول نیروها به عنوان سپر انسانی، را هم می‌توان با این استدلال توضیح داد. اما در عصری که شاهد فجایع جنگ نازیها با شوروی و هولوکاست بوده‌ایم، شوکه شدن از این اقدامات به تظاهر کردن می‌ماند.

    چنگیز و مغولها به خاطر تعداد بی‌شمارشان در مقابل دشمنان به پیروزی می‌رسیدند
    این یکی از غلطترین افسانه‌هایی است که به مغولها نسبت داده می‌شود. تا زمان کوبلای خان، نوۀ چنگیز، مغولها همواره در جنگها از لحاظ تعداد به نسبت دشمنشان ضعف داشتند. مشهورترین فتوحاتش از جمله، برتری بر روسها در رودخانۀ کالکا در 1222، بر لهستانیها در لیگنیتز در 1241 و بر مجارستانی‌ها در مهی در همان سال، همگی در شرایطی صورت گرفتند که تعداد نیروهای مغول از دشمن کمرتر بود. مشهورترین مثال از پیروزی با وجود کاستی شدید عدیدی، پیروزی مغولان (که جمعیتی کمتر از 2 میلیون داشتند) بر امپراطوری جین (در شمال چین) بود که جمعیتی نزدیک به صدمیلیون نفر داشت. در حقیقت، مغولها پیروزهایشان را مدیون جهش در تکنولوژی نظامی بودند. سایر ارتشهای قرون وسطی روشی برای مقابله با تیرهای آتشین که از سوی سربازان سوار اسب از فاصلۀ حدود سیصدمتری پرتاب می‌شد، نداشتند. این را شاید بتوان اولین نمایش اهمیت تیرباران در تاریخ دانست.

    چنگیز "پدر همۀ ماست"- تقریباً همۀ ما اجداد مغولی داشته‌ایم
    در اینجا وارد دنیای ژنتیک می‌شویم. محققان ژنتیک دریافته‌اند که حدود 0.8 درصد جمعیت آسیا کروموزوم "y" مشابه دارند که نشانگر احتمال داشتن جد مشترک است. جدی که احتمالاً حوالی سال 1000 بعد از میلاد می‌زیسته است. از این موضوع می‌توان به این نتیجه رسید که احتمالاً قریب به 0.5 درصد از جمعیت جهان دارای این جد مشترک هستند و مجموعاً 16-17 میلیون نفر نوادگان او هستند. دسترسی آسان چنگیز و پسرانش به زنان، که بیش از هر شخصیت آسیایی دیگر بوده است، احتمال اینکه چنگیز جد مشترک مرموز این خیل افراد باشد را بالا می‌برد. اما این فرضیه مورد قبول همگان نیست. تفاوت چندقرنی میان دوران حیات چنگیز با زمان تخمینی این جد مرموز به سختی قابل توضیح است و بدون داشتن نمونۀ بافتی از چنگیزخان همه چیز در حد فرضیات باقی می‌ماند.

    __________________
    #1 ارسال شده در تاريخ 01-10-2017 در ساعت 10:53 PM

  2. 2 کاربر مقابل از rezakhan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    ali yosefi (02-10-2017),سیدمراد (01-10-2017)

  3. سیدمراد آواتار ها
    سیدمراد
    Junior Member
    Nov 2016
    28
    49
    تشکرشده 21 بار در 12 ارسال
    پان‌ترک‌ها از اینکه مجبورند امثال چنگیز و تیمور لینگ و آتیلای وحشی را قهرمان ملی خود قلمداد کنند بسیار ناراحتند. به همین سبب تلاش می‌کنند قهرمانان ملی سایر اقوام را تا حد این وحشیان پایین بیاورند و در این راه تبلیغات گستره‌ای در فضای مجازی می‌کنند.





    __________________
    As you sit in your quiet home, surrounded by peace, comfort and civilization... Do you, listener, remember those memories... Grand and tearful, which still, after hundreds of years, Remain now radiant with the brightness of sunlight, And now darkening, like indelible bloodstains... The variegated pages of history. Can your thoughts, torpid with repose, Transport themselves back to the horrors and joys of the past... Standing on the heights of history, looking far around the wild arena of human destiny, Can you transfer yourself into the well of the past? A life physically buried and decayed, but spiritually inmost, Which constitutes the essence and substance of history... i

    Therefore, if you have the capacity to suffer or rejoice with the generation that had been... To hate with them... to love with them... to be transported to admire, to despise, To curse as they have done - in a word: To live among them with your whole heart and not alone with your cold, reflecting judgment...... then follow me. i

    I will lead you down into the well. My hand is weak and my sketch humble, but your heart will guide you better than I. … Upon that I rely... and begin.i

    [ برای مشاهده لینک ثبت نام کنید. ]
    #2 ارسال شده در تاريخ 01-10-2017 در ساعت 11:10 PM

  4. کاربر مقابل از سیدمراد عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ali yosefi (02-10-2017)

  5. کشاورز آواتار ها
    کشاورز
    Member
    Feb 2016
    66
    136
    تشکرشده 117 بار در 31 ارسال
    10 واقعیت خواندنی که شاید درباره چنگیز خان مغول ندانید

    چنگیزخان مغول بین سال 1206 و زمان مرگش در سال 1227، نزدیک به 12 میلیون مایل مربع (31 میلیون کیلومتر مربع) را تسخیر کرد. به این ترتیب بیش از هر فرد دیگری در تاریخ فتوحات انجام داده است. بی رحمی های چنگیزخان طی این فتوحات میلیون ها کشته به جا گذاشت. البته وی فرهنگ مغولی را مدرن کرد، از آزادی های مذهبی حمایت می کرد و به تماس باز بین شرق و غرب کمک کرده است. در این جا 10 واقعیت درباره این سیاستمدار خونخوار و نابغه نظامی ارایه می گردد.

    - «چنگیز» نام واقعی اش نبوده است.

    مردی که به «خان بزرگ» مغولان تبدیل شد در حدود سال1162 میلادی در امتداد سواحل رود اُن اُن (OnOn) متولد شد. نام او در اصل تموچین (Temujin) بود که به معنی «آهن» یا «آهنگر» است. او در سال 1206 در جلسه قبیله ای که در آن رهبر مغولان شناخته شد، نام افتخاری «چنگیز خان» را گرفت. خان در قدیم به معنی رهبر و حاکم بوده ولی مورخان هنوز از ریشه نام چنگیز مطمئن نیستند. چنگیز ممکن است به معنای «اقیانوس» یا «فقط» باشد، اما معمولاً به صورت «بزرگ ترین حاکم» یا «حاکم جهانی» ترجمه می شود.

    - دوران کودکی خشن و غیرمعمولی داشته است.

    چنگیزخان از سال های کودکی، ناچار بود با خشونت زندگی در استپ های مغولستان دست و پنجه نرم کند. زمانی که تنها نه سال داشت تاتارهای رقیب پدرش را مسموم کردند. بعد قبیله اش او و خانواده اش را اخراج کردند. تموچین مادرش را ترک کرد تا او هفت فرزندش را به تنهایی بزرگ کند.

    چنگیزخان با شکار و جستجوی غذا برای ادامه حیات بزرگ شد. حتی احتمال دارد هنگامی که نوجوان بوده برادر ناتنی اش را به خاطر اختلاف بر سر غذا به قتل رسانده باشد. همچنین در دوران نوجوانی اش، قبیله رقیب هم او و هم همسر جوانش را ربودند. به این ترتیب چنگیزخان پیش از فرار جسورانه اش از دست آنها مدتی را به عنوان برده سپری کرده است. با وجود از سر گذراندن تمام این سختی ها، چنگیزخان در اوایل دهه 20 زندگی اش به یک جنگجو و رهبری ترسناک تبدیل شد. پس از این که ارتشی از طرفدارانش را گردآوری کرد، با سران قبایل مهم اتحادی به وجود آورد. تا سال 1206 موفق شد کنفدراسیونی متشکل از استپ های زیر پرچم خود را تحکیم کند و توجهش را به فتح در خارج معطوف کرد.

    - سندی که نشان دهد به طور قطع چه شکلی بوده وجود ندارد.

    با وجود این که چنگیزخان چهره ای تا این حد تأثیرگذار بوده، اما اطلاعات بسیار کمی درباره زندگی شخصی و یا حتی ظاهر فیزیکی او وجود دارد. هیچ پرتره و یا مجسمه ای در زمان معاصرش از او باقی نمانده و اطلاعات کمی که مورخان در دست دارند اغلب متناقض و یا غیر قابل اعتماد است. بسیاری او را قد بلند و قوی با موی بلندی که رها شده بود و ریش پرپشت توصیف می کنند. شاید شگفت انگیزترین توصیفات مربوط به رشید الدین وقایع نگار پارسی قرن 14 باشد که ادعا می کند چنگیز مویی قرمز و چشمان سبز داشته است. گزارش رشید الدین سؤال برانگیز است. (او هرگز خان را شخصاً ملاقات نکرد) اما ویژگی هایی که برشمرده در میان اقوام مختلف مغولان بی سابقه نبوده است.

    - برخی از مورد اعتمادترین ژنرال های او دشمنان سابقش بودند.

    چنگیز خان مشتاق یافتن استعدادها بود. معمولاً معیارش برای ترفیع دادن به افسرانش مهارت و تجربه بود نه طبقه، اصل و نسب و یا حتی تعلقات گذشته.

    یک مثال معروف از این اعتقاد چنگیزخان به شایسته سالاری نبرد سال 1201 در برابر قبیله رقیب به نام تایجات (Taijut) بود. در این نبرد اسب چنگیز تیر خورد و او در خطر کشته شدن بود. وی بعد از نبرد اسرای تایجوت را مورد خطاب قرار داد و خواست بداند چه کسی مسئول بوده است. سربازی شجاعانه ایستاد و اعتراف کرد که تیراندازی کار او بوده است. به خاطر جسارت تیرانداز، چنگیز او را افسر ارتشش کرد و بعد به خاطر اولین ملاقاتشان در میدان نبرد به او نام مستعار جِبِه «Jebe» یا «تیر» داد. جبه همراه ژنرال مشهور، ساباتای (SUBUTAI)، به بزرگ ترین فرماندهان مغول طی فتوحات شان در آسیا و اروپا تبدیل شدند.

    - بیشتر اوقات کار را یکسره می کرد.

    چنگیز خان اغلب به پادشاهان دیگر فرصت می داد به شکل صلح آمیز به حکومت مغول بپیوندند اما از این که به روی هر جامعه ای که مقابلش ایستادگی می کرد شمشیر بکشد دریغ نداشت. یکی از معروف ترین لشکرکشی های او در سال 1219 با هدف گرفتن انتقام انجام گرفت. این لشکرکشی پس از آن به وقوع پیوست که پادشاه سلسله خوارزمشاهیان معاهده اش با مغولان را شکست. چنگیز به پادشاه خوارزمشاهی یک توافقنامه تجاری با ارزش پیشنهاد داده بود تا براساس آن به تبادل کالا در امتداد جاده ابریشم بپردازند اما زمانی که اولین فرستادگان مغول به قتل رسیدند خشمگین شد و در پاسخ نیروی کاملی از قبایل مغول را به سرزمین های تحت حکومت خوارزمشاهیان در ایران فرستاد.

    درنتیجه این جنگ میلیون ها نفر کشته شدند و امپراطوری خوارزمشاهیان به نابودی مطلق رسید اما خان در این جا متوقف نشد. او جنگی را با تانگات های شی شیا به راه انداخت. تانگات ها (یک گروه قومی باستانی در چین) از فرمان او برای فرستادن سرباز در حمله به خوارزم سرباز زده بودند.

    چنگیز خان پس از دنبال کردن تانگات ها و غارت پایتخت شان فرمان داد به خاطر بی اعتنایی به فرمانش تمام اعضای خانواده سلطنتی تانگات را اعدام کنند.

    - چنگیزخان مسئول مرگ 40 میلیون نفر بود.

    با اطمینان نمی توان گفت چند نفر طی کشورگشایی مغول ها کشته شده اند اما بسیاری از مورخان این تعداد را در حدود 40 میلیون نفر تخمین می زنند. سرشماری ای که در دوره قرون وسطی انجام گرفت نشان داد جمعیت چین در طول زندگی چنگیز خان ده ها میلیون نفر کاهش یافت. میلیون ها نفر از ایرانیان نیز طی جنگ چنگیز با خوارزمشاهیان کشته شده اند.
    گفته می شود حملات مغول ها احتمالاً کل جمعیت جهان را تا 11 درصد کاهش داده است.

    - او تحمل ادیان و مذاهب مختلف را داشت.

    بر خلاف بسیاری از بنیانگذاران امپراتوری ها، چنگیز خان تنوع مذاهب در مناطق تازه فتح شده را می پذیرفت. او قوانین مربوط به آزادی مذهبی ایجاد کرد و حتی مکان های عبادت را از معافیت های مالیاتی برخوردار می کرد. این تحمل یک جنبه سیاسی داشت و آن این که چنگیز خان می دانست افراد خوشحال کمتر احتمال دارد دست به شورش بزنند اما در عین حال هم به طور کلی مغولان نگرش فوق العاده لیبرالی نسبت به دین و مذهب داشتند.

    در حالی که چنگیز و بسیاری دیگر از مغول ها باورهای جادویی داشتند و عقیده داشتند ارواح آسمان، بادها و کوه ها محترم اند مردم استپ ها عقاید متنوعی داشتند که مسیحی نسطوری، بودایی، مسلمان و ... را نیز در برمی گرفت. چنگیز خان علاقه ای شخصی به معنویت داشت. معروف است که قبل از لشکرکشی های مهم چند روزی را در چادرش به دعا می پرداخته است و اغلب با رهبران مذاهب مختلف به بحث درباره جزئیات ادیانشان می پرداخت.

    در سن پیری، حتی رهبر تائویی، کیو چیجی (Qiu Chuji) را به اردوگاهش احضار کرد. گمان می رود که این دو مکالمات طولانی ای در باب جاودانگی و فلسفه داشته اند.

    - چنگیزخان یکی از اولین سیستم های پستی بین المللی را ایجاد کرده است.

    مغولان شبکه ارتباطی گسترده خود را داشته اند. یکی از اولین احکام چنگیز خان تشکیل یک سرویس پیک ها بوده که به نام یام (Yam) شناخته می شده. یام متشکل از یک سری خانه های پست بوده که به خوبی سازمان یافته بودند. همچنین زنجیره ای از ایستگاه های بین راه در سراسر امپراتوری وجود داشته است. سوارکاران دولتی هر چند کیلومتر برای استراحت یا نفس تازه کردن در این ایستگاه ها توقف می کردند. به این ترتیب می توانستند تا 500 کیلومتر را در روز طی کنند.

    این سیستم باعث می شد کالاها و اطلاعات با سرعت بی سابقه ای منتقل شوند. یام به کار پیشرفت های نظامی و سیاسی هم می و شبکه گسترده ای از جاسوسان و پیشاهنگان در آن در تردد بودند. یام همچنین به محافظت از مقامات و بازرگانان خارجی در طول سفر شان کمک می کرده است. در سال های بعد، این سرویس معروف به وسیله امثال مارکوپولو مورد استفاده قرار گرفت.

    - هیچ کس نمی داند چنگیز خان چگونه مرده و یا در کجا دفن شده.

    از همه معماهایی که زندگی چنگیزخان را احاطه کرده شاید مشهورترین شان این باشد که زندگی اش چگونه به پایان رسیده است. روایت مرسوم می گویند که در سال 1227 از صدمات ناشی از سقوط از اسب به هلاکت رسیده اما منابع دیگر همه چیز را از مالاریا گرفته تا تیری که زانویش را زخمی کرده عامل مرگش می دانند. حتی یکی از روایات می گوید که در حالی که می خواسته به یک شاهزاده خانم چینی تجاوز کند به قتل رسیده.

    به هر صورت او مرد و محل دفنش جزو اسرار باقی ماند. بنا به افسانه، همه کسانی که در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کردند به قتل رسیدند سپس اسب ها بارها و بارها از روی قبرش عبور داده شدند تا به پنهان شدن قبر کمک شود. جنازه او به احتمال زیاد در داخل یا در اطراف کوهی در مغولستان به نام بارخان خلدون است اما تا به امروز محل دقیق آن ناشناخته مانده است.

    - شوروی سعی کرد او را از حافظه مردم مغولستان پاک کند.

    چنگیز خان در حال حاضر به عنوان قهرمان ملی و پدر و بنیانگذار مغولستان شناخته می شود اما در دوران حکومت شوروی در قرن بیستم، اشاره به نام او ممنوع اعلام شد به این امید که تمام آثار ملی گرایی مغول ها پاک شود. به این ترتیب داستان های مربوط به او از کتاب های درسی مدارس حذف شدند و مردم از ساخت زیارتگاه در زادگاهش خنتی (Khentii) منع شدند. در نهایت پس از استقلال مغولستان در اوایل دهه 1990 میلادی، جایگاه چنگیز خان در این کشور ترمیم شد و به سوژه عمده هنر و فرهنگ عامه تبدیل شد. نام چنگیز خان بر فرودگاه اصلی این کشور در شهر اولانباتور گذاشته شده و پرتره او حتی در پول مغولی دیده می شود
    #3 ارسال شده در تاريخ 01-10-2017 در ساعت 11:44 PM

  6. کاربر مقابل از کشاورز عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ali yosefi (02-10-2017)

  7. ali yosefi آواتار ها
    ali yosefi
    Member
    Feb 2016
    78
    133
    تشکرشده 75 بار در 32 ارسال
    چنگیز نماد یک انسان توانا و قدرتمند و دارای صفات اصیل انسانی همچون بی رحمی و وحشی گری بود. یک قهرمان در نظر غالبان و نماد شیطان صفتی از دیدگاه مردمان مغلوب. او تجسم یک ابرانسان نیچه ای بود.

    #4 ارسال شده در تاريخ 02-10-2017 در ساعت 10:00 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran