ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,160
    5,647
    مدیریت کل سایت

    Post کتاب راهنماي درون نوشته استر هیکس


    راهنماي درون نوشته استر هیکس

    سرفصل هاي این محصول :


    فصل 1:


    آبراهام به مناسبت ورودمان به سیارهي زمین به همهي ما خوش آمد میگوید


    * ارزش ایمان و باور شما


    *این سیارهي با شکوه براي شما به وجود آمده است


    فصل 2:


    به یاد آوردن تصویر باشکوه



    * رابطه شما با وجود درونیتان


    فصل 3:


    کائنات به طور پیوسته از طریق شما گسترش مییابد


    * شما حتی بدون تلفظ کلمات هم خلق میکنید


    * وجود درونی شما، با خواستهها و آروزهاي جدید جاري میشود


    * همیشه قبل از تجلی مادي، افکار مرتعش میشوند


    فصل 4:


    شما یک موجود ارتعاشی هستید


    * شما حس ششم دارید


    *حالا به تصویر بزرگ برگردید


    فصل 5:


    احساساتتان، شاخصهاي مطلق هستند


    * گسترشتان همیشگی است


    *تمام حرف ما این است: هماهنگی با افکارتان


    فصل 6:


    هماهنگی ارتعاشی، احساسی شبیه به آرامش دارد


    * قایق خود را در رودخانه قرار دهید


    * وجود درونیتان به آرزوي شما تبدیل میگردد


    فصل 7:


    فاصله ارتعاشی بین بُعد فیزیکی و غیرفیزیکی شما


    * قدرت احساسات، راهنمایتان


    * احساسات، میزان هماهنگی شما را نشان میدهند


    * هیچ چیزي برخلاف جهت جریان نیست


    فصل 8:


    زندگیتان در یک چرخهي طبیعی و عادي در حرکت است


    * پاروها را کنار بگذارید


    فصل 9:


    قانون جذب به تمرین نیاز ندارد


    * استفاده از قانون اجازه دادن


    * با جریان آرامش پیش بروید


    * شما به قدرت رودخانه میافزایید


    بخش 2 : تجلی قدرت شگفت انگیز احساسات


    این مثالها به شما کمک میکنند تا پاروها را کنار بگذارید


    مثال 1: دکترها گفتهاند که بیماري خطرناکی دارم: چطور میتوانم راهحل مناسبی پیدا کنم؟


    مثال 2: نمیتوانم وزنم را کم کنم


    مثال 3: فرزندانم دائماً دعوا میکنند و مرا دیوانه میکنند


    مثال 4: در کل آدم نامنظمی هستم


    مثال 5: همسر سابقم درباره من به دیگران دروغ میگوید


    مثال 6: همسرم از رانندگی من ایراد میگیرد


    مثال 7: سرِ کارم خوشحال نیستم


    مثال 8: شوهر و پسر نوجوانم با هم کنار نمیآیند


    مثال 9: از وقتی که پدرم فوت کرد، نمیتوانم تعادلم را بیابم


    مثال 10: من نوجوان هستم


    مثال 11: دوستم، پشت سرم حرف میزند


    مثال 12: پول اندکی و امیدي هم به آینده نیست


    مثال 13: نمیتوانم همسري پیدا کنم


    مثال 14: من و خواهرم با یکدیگر صحبت نمیکنیم


    مثال 15: همسرم من را کنترل میکند به همین خاطر احساس خفگی میکنم


    مثال 16: در حال طلاق گرفتن هستم، به همین دلیل احساس شکست میکنم


    مثال 17: فرزندانم هیچ احترامی برایم قائل نیستند


    مثال 18: مردم افکار خلاق مرا میدزدند


    مثال 19: دکترها تشخیص دادهاند که مادرم به بیماري آلزایمر مبتلا شده است


    مثال 20: به نظر میرسد که کارمندانم با هم همکاري نمیکنند


    مثال 21: همسرم فکر میکند این (قانون جذب) فلسفهي پوچی است


    مثال 22: در این جامعه من را «پیر» به حساب میآورند


    مثال 23: دخترم دائماً دروغ میگوید


    مثال 24: پیوسته در حال از دست دادن فرصتهاي ترفیع هستم


    مثال 25: من زمان و پول کافی براي مراقبت از والدینم ندارم


    مثال 26: زندگی من در ترافیک هدر میرود


    مثال 27: حالا که با قانون جذب آشنا شدهام، افکارم مرا نگران میکند


    مثال 27: حالا که با قانون جذب آشنا شدهام، افکارم مرا نگران میکند


    مثال 28: همسرم خیلی بیمار است


    مثال 29: نامزدم مرا ترك کرده است


    مثال 30: حیوان خانگی ام بیمار است


    مثال 31: من هیچ وقت پول کافی نداشتهام


    مثال 32: سگم مرده و من غمگینم


    آموزشهاي آبراهام


  2. #2
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,160
    5,647
    مدیریت کل سایت
    قسمت اول


    راهنماي درون (قسمت اول )

    میدانم شاید 50 صفحه اول این کتاب برایتان سنگین باشد ولی جاي هیچ نگرانی نیست زیرا در ادامه، همه مسائل برایتان روشن میگردد.



    مقدمه نوشته شده توسط جري هیکس

    «این کتاب خوبی است ... کسانی که میخواهند زندگیشان را بهتر کنند این کتاب را بخوانند!» اینها نظرات ایستر به هنگام انجام آخرین کارهاي این کتاب،«راهنماي درون» بود. من و ایستر زوجی هستیم که حدود دو دهه است کتابهایی مینویسیم و چاپ میکنیم و این اولین باري است که او به جاي اینکه به من بگوید «نظرت دربارهي این کتاب چیست؟» میگوید: «به نظرم، این کتابقدرتمندترین کتابی از مجموعهي کتابهاي آبراهام است که تا به الان چاپ کردهایم. اما،
    شاید خوانندگانی باشند که به نظر آنها این کتاب پیچیده و غیرقابل فهم است. اما از طرف دیگر کسانی هم هستند که فکر میکنند این کتاب خیلی ساده است.» هدف من از نوشتن این مقدمه، این است که آگاه باشید به وسیله احساساتتان، چه قابل بیان باشند، چه سخت و غیرقابل تفسیر، خواستههایتان را به کائناتمیفرستید.

    اگر کسی به شما میگفت که در این زندگی، هدفی دارید و هدفتان، این است که شادمانی بیشتري وارد زندگیتان شود، چه میکردید؟

    اگر کسی به شما میگفت کهاندازهي واقعی موفقیت شما در زندگی، میزان شادي شماست، چه میکردید؟

    اگر کسی به شما میگفت که اساس لاینفک زندگیتان آزادي است و نه تنها آزاد متولد شدهاید بلکه در انتخاب افکارتان نیز آزاد هستید و شما همیشه آزاد
    هستید، چه میکردید؟


    اگر کسی به شما میگفت که هر زمان به فکري رسیدید که حس بهتري به شما داد، در آن لحظه به هدفتان رسیدهاید. شما به پیشرفت، تکامل و رفاه اضافه
    کردهاید، چه میکردید؟

    اگر برایتان شرح میدادند که باورهایتان، صرفاً مجموعه افکار ارتعاشی هستند که زمانی به آنها فکر کردهاید و سپس فکر کردن را ادامه دادهاید، چه
    میگفتید؟

    اگر به شما میگفتند تجارب زندگیتان اساساً، نتیجهي افکار مسلط شما هستند و افکاري که بر آنها بهاندازهي کافی تمرکز کنید، در زندگیتان ظهور میکنند،
    چه میکردید؟

    به عبارت دیگر، «از هر چیزي که بترسید به سرتان میآید؟» «هر چه را که باور داشته باشید برایتان اتفاق میافتد.» «فکر کنید و پولدار شوید» «فکر خوب، نتیجهي خوب و فکر بد، نتیجهي بد» «هر چه بکاري، همان را درو میکنی ...»بنابراین حالا که تا حدي با این مفاهیم آشنا شدید، شخصاً نمیخواهید ارزش آن را بسنجید؟ آیا نکاتی وجود ندارد که بخواهید براي خودتان روشن کنید. شاید احساس کنید که نوعی کار عملی و مفید به شما الهام شده است. بعضی از شما، حالا که این جملات را میخوانید، احساس میکنید که چیزي در درونتان این جملات را تأیید میکند (زمانی همهي اینها را به یاد داشتهاید) اگر اینطور بوده، شاید شما کسی باشید که آماده است تا به سرعت از این کتاب براي نیرو دادن به ذهن نه فقط براي خودِ آرمانی (کسی که به راستی هستید) بلکه براي ارزش و هدف زندگیتان در این زمان و این مکان استفاده کند. چیزي که شما، آن را وجدان مینامید، باورهایی است که به وسیله دیگران و تجربیات زندگیتان در شما پرورش پیدا کرده است. در این وجدان، چیزي که درست است و شما انجام میدهید و یا دارید، در مقابل چیزي که اشتباه میباشد و آنرا انجام نمیدهید و یا ندارید، وجود دارد.

    چون این سیستم اعتقادي از بیرون
    بر شما تحمیل شده است، هر کسی که به طور معمول بر افکارتان اثر میگذارد، میتواند آن را تغییر دهد. به عبارت دیگر، وجدان انعطاف پذیر ما، با ترس،تمجیدات، اخطارها و پاداش یا تنبیهات به دست نسل پیشین شکل گرفته است. بنابراین براي آرامش وجدان کسانی که از ترسشان، به دنبال کنترل دیگران هستند باید هر نسل این کارها را به نسل بعد از خود یاد دهد (حتی توسط شخصیت کارتونی معروف، جیمیکریکت) که «به وجدانت اجازه بده تا راهنمایتباشد.»

    میلیونها فرهنگ، جامعه، مذهب، حکمران، رهبر و معلمان قبل (و هم چنین والدین) تلاش کردهاند تا بیشتر اعتقاداتشان را به نسل جدید منتقل کنند. به خاطر همین ما در جهانی هستیم که نظرات متضاد زیادي -همین طور جنگ شدید- وجود دارد، با این توضیحات وجدان چه کسی باید ما را هدایت کند؟ به عبارت دیگر، کدام فکر، باور، یا وجدان باید شما را به سوي یافتن راه درست یا اشتباه هدایت کند؟ پس باید سوالی از خودتان بپرسید: افکار، باورها یا وجدان چه کسی باید من را به سوي مسیر درست هدایت کند؟ خوب، این کتاب- (با عنوان فرعی، راهنماي درون که به هر کس کمک میکند تا نعمتهاي خداوند را وارد زندگیش کند) -

    براي پاسخ به آن سؤال ویژه، در اختیار شما قرار گرفته است. اگر هدف من،
    کشف راههایی براي احساس بهتر است و اگر افکارم همگام با باورهایم، با احساساتم و در نتیجه با تجربهام است و اگر با قانون جذب بتوانم زندگیام را عوض
    کنم و... حالا چگونه میتوانم بفهمم که کدام افکارم و یا باورهایم مرا به هدفم که همانا شادي در زندگی است نزدیکتر میکند؟

    این کتاب از جنبههاي مختلف منحصر به فرد است اما اساساً به خاطر اینکه این کتاب براي پاسخ به همان سؤالات نوشته شده است ویژه است. به طور خلاصه جواب این است: من به احساساتم اجازه میدهم تا مرا هدایت کند. این کتاب در جواب به درخواستتان براي بیشتر داشتن و خواستن نوشته شده است. این کتاب سعی نمیکند تا بگوید که باید این دنیا را درست کنید. این کتاب براي تکمیل زندگیتان و براي شادي بخشیدن به آن است و براي اینکه به دیگران اجازه دهید تا آنها هم چیزهایی را که قصدش را دارند، به وجود بیاورند.مهم نیست که چقدر احساس خوب دارید. بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر احساس خوبی دارید، شما میخواهید که احساس بهتري داشته باشید. این شعار کائنات است. بیشتر! بیشتر! بیشتر! توسعهي بیشتر توسعهي بیشتر، توسعهي بیشتر. آرزوي بیشتر. زندگی بیشتر!سیارهي ما، زمین، مملو از میلیونها نفر است که هر کدام براي زندگی بهتر درخواستهایی میفرستند. هر کدام راهی را براي احساس بهتر خود درخواست میکنند.

    من و شما، هر کدام جداگانه، هر لحظه، این اختیار را داریم تا به خودمان اجازه دهیم آرامشی که حق طبیعیمان میباشد را دریافت کنیم- یا با آن مقاومت کنیم. به همین شکل، بیلیونها نفر دیگر نیز همین دو انتخاب را دارند. امکان ندارد چیزي را آرزو کنیم و کائنات به ما ندهد. هم چنین نمیتوانیم چیزي را که به آن اجازه ندادهایم را دریافت کنیم اما، آبراهام کیست؟ من آنها (اسم جمع به کار میبرم زیرا آنها گروهی از فرشتههاي غیرفیزیکی هستند) را به عنوان پدیدههاي غیرفیزیکی ناگفتنی توصیف میکنم. تجربهي من از آنها به عنوان گروهی از معلمان دوست داشتنی است که استفادهي عملی از قوانین طبیعی کائنات را به ما یاد میدهند ... من آنها را به عنوان پاكترین عشقی که تا به حالا با آن روبرو شدهام، توصیف میکنم. آبراهام، به گونهاي، افکار را (نه کلمات را) مطرح میکند که ایستر، همسرم، به طریقی (همانند گیرندهي رادیویی) در جواب به سؤالات ما، آنها را دریافت میکند (آنها هیچ وقت خودشان را به ما تحمیل نمیکنند، آنها فقط زمانیکه ما درخواست کنیم، میآیند) همانند مترجمیکه گفت و گوي اسپانیایی را به انگلیسی ترجمه میکند (فکر در برابر فکر، اما نه کلمه در برابر کلمه) ایستر نیز فوراً افکار غیر کلامی که توسط آبراهام مطرح شده را به انگلیسی، زبان بومی ایستر ترجمه میکند. با اینکه نمیفهمم او چطور این کار را انجام میدهد ولی به هر دقیقهي آن عشق میورزم. چون نه تنها به پیشرفت من کمک میکند بلکه شاهد این بودهام که آبراهام به هزاران سؤال مردم جواب میدهد. در دلآموزشهاي آنها و از ابتداي تعامل باآنها، بحث آبراهام دربارهي قانون جهانی جذب بوده است.
    ایستر و آبراهام آماده هستند تا شروع کنند

    ایستر:

    سلام آبراهام. من میدانم که شما این موضوع را میدانید اما فقط میخواستم تا با این شروع کنم که من واقعاً از ترجمهي اطلاعات شما در این لحظه لذت میبرم.

    براي من، کتاب نوشتن و برگزاري سمینار، یک تجربهي شگفت انگیز است. دوست دارم که مترجم اطلاعات و احساسات شما باشم.قصد من اینست هر روز صبح، چند ساعتی بنشینم و اجازه دهم تا شما این کتاب جدید را بنویسید. فکر میکنم براي انجام این کار، محیط بی عیب و نقصی را پیدا کردهام. من شخصاً هیچ وقت در فضاي خوب یا دل انگیزي مثل این فضا نبودهام. واقعاً نسبت به هر چیزي، احساس خوبی دارم. پیشرفت خیلی زیادم و این احساس خوب به خاطر درك طرز احساسم دربارهي گفتهي جدیدت دربارهي رودخانه- مقایسه جریان موافق و مخالف- است.به هر حال، قبل از اینکه شروع کنیم میخواهم کمی با تو صحبت کنم و بگویم که تو را دوست دارم، کار کردن با تو را دوست دارم و میخواهم براي همیشه این کار را انجام دهم. چشمهایم را میبندم و نفس میکشم و کلمات شما را به محض دریافت، مینویسم.

    ایستر، این فرآیند جالبی است. موافقید؟ ما کتاب کاملی داریم (در واقع کتابهاي بی پایان) که آمادهي دریافت شما هستند. درخواستهاي مردم، دنیايتان و
    شما و جري به ما رسیدهاست و کتاب به شما داده شده و برایتان آماده است. با این وجود دریافت این آگاهیها بستگی به هماهنگی تو با ما دارد. میدانیم که تو همیشه این هماهنگی را داري چون زمانهاي زیادي براي آماده ساختن خودت در دریافت کلمات ما صرف کردهاي. هم اکنون تو بیش از حد از نقشی که ایفا میکنی، مطلع هستی. هر چیزي که هر کسی میخواهد، داده شده است. اما براي دریافت آن، براي دیدن آن، براي داشتن آن، باید تحت آن شرایط و با آن هماهنگی ارتعاشی داشتهباشد. این یک ترکیب ظریف، از رها کردن دنیاي فیزیکیتان و هماهنگی ارتعاشی است. ایستر، شما در حین ارتباط با ما، براي دریافت و ترجمه ي پیام ما به چیزي که معنی دار و براي مردم دنیايتان قابل فهم است، ارتباط خود را با دنیاي فیزیکیتان، حفظ کنید. این تعادل، نیازمند ثبات فوقالعاده میباشد. پس، بیایید تا نوشتن کتاب شگفتانگیز دیگري را شروع کنیم.

    ادامه دارد
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,160
    5,647
    مدیریت کل سایت

    Post

    راهنمای درون (قسمت دوم )

    فصل اول:


    آبراهام ورود همه‌ی ما به سیاره‌ی زمین را خوش آمد می‌گویدچنین اتفاق افتاد که شما همه این جایید و به حیات خود در این جسم شگفت انگیز، و بر روی این سیاره‌ی با شکوه ادامه می‌دهید. ما وجود شما را خوش آمد می‌گوییم.

    از آن جا که شما مدت‌هاست بر روی این سیاره زندگی می‌کنید، ممکن است به نظرتان عجیب بیاید که ما حالا به شما خوش آمد می‌گوییم، اما این کار را می‌کنیم زیرا قصد داریم به شما دوباره کمک کنیم تا دیدگاه جدیدی از حیات خود، از وجود و از خود به دست آورید.ما درک کاملاً واضحی از شما داریم.

    اما علاوه بر آن این قابلیت را هم داریم تا قدمی به عقب بگذاریم تا به شما و زندگی‌تان از دیدگاه وسیع‌تری بنگریم. آرزوی ما این است توضیحاتی که برایتان می‌دهیم به شما کمک کند معنای تکامل را در این برنامه‌ی جاودانی حیات درک کنید.

    می‌دانیم که به نظر می‌رسد تولد شما در این جسم مادی آغاز همه چیز است، ولی این تولد فاصله‌ی زیادی با نقطه‌ی آغاز دارد.

    مثل آن است که پا به سالن سینمایی بگذارید و احساس کنید ورود شما به این سالن شروع زندگی شما است.
    ممکن است چنین پاسخ دهید که پا گذاشتن به سالن سینما با تولد شما تفاوت بسیار داردزیرا هنگامی که وارد سالن سینما می‌شوید، آنچه را قبل از ورود برایتان اتفاق افتاده از یاد نبرده‌اید.

    به یاد می‌آورید که قبل از ورود به آن جا چه کسی بودید و چه می‌کردید. احساس پیوستگی میان قبل از ورود به سینما که به بودن مربوط می‌شود و آنچه بعد واقع می‌شود در شما هست. به عبارت دیگر این احساس را ندارید که به محض ورود به سینما زندگی جدیدی آغاز شده است.

    اما ما خیال داریم چیزی به ادراک شما بیافزاییم تا تشخیص دهید هنگامی که به این جسم پا گذاشتید، آنچه شما آن‌را جسم خودتان می‌نامید، آغاز همه چیز نبودهاست.می‌خواهیم این حس استمرار را در شما بیدار کنیم تا به یاد بیاورید قبل از آن که پا در این جسم بنهید که بودید، حتی بیش از آن آرزوی ماست که به خود اجازه دهید، دید وسیع‌تری، که بر این جا و اکنون متمرکز است داشته باشید، اما از یاد نبرید که براستی چه کسی هستید و چرا پا به این جسم گذاشته‌اید.

    ممکن است بگویید، اما بر خلاف روزی که به دنیا آمدم، وقتی پا به سینما گذاشتم عاقل و بالغ بودم. می‌توانستم حرف بزنم و راه بروم و به خودم غذا برسانم. گرچه می‌دانیم جثه‌ی کوچک شما در هنگام تولد و ناتوانی جسمانی شما باعث می‌شود فکر کنید همه چیز آن زمان آغاز شده، اما در حقیقت ماجرا چیز دیگری است.با شروع درک جدید و گسترده از آنکه به راستی هستید، تقدیر و سپاس شما از این زندگی جدید ریشه می‌گیرد.

    هنگامی که با این دیدگاه وسیع به زندگی نگاه کنید، ترس‌های شما کاهش پیدا می‌کند و اشتیاق طبیعی برای زندگی در شما بیدار خواهد شد.


    ارزش ایمان و باور شما


    بنابراین ما در این لحظه این جا ایستاده‌ایم و به شما و زندگی شما از دیدگاه وسیع‌تری می‌نگریم، و سعی داریم ماجرایتان را از زبان خودتان، برایتان شرح دهیم. اما شما خود را از دیدگاهی که ما می‌بینیم، نمی‌بینید؛ و البته اگر شما خود را از دیدگاه ما نبینید، توضیحات ما نامفهوم و زاید خواهد بود.در این بخش از کتاب، دیدگاه خود را از شما و از خود واقعیتان شرح می‌دهیم، و این که چگونه به هم مربوط می‌شویم. قصد نداریم نظرمان را به شما تحمیل کنیم.

    اما اگر این کلمات را خواندید و در مورد آن‌ها کاملاً تفکر کردید و خواستید معنایشان را بفهمید پلهای کافی پیش پایتان می‌گذاریم تا بتوانید بگذرید. از این صفحه تا آخرین صفحه‌ی کتاب خواهید توانست تا دیدگاه ما را بفهمید – نه به این دلیل که کلمات ما آن قدر قوی است که شما را متحول می‌کند، بلکه به این دلیل که ترکیب منطقی که پشت کلمات ما نهفته است باعث بازگشایی دیدگاه شما می‌شود و ایمان یا امید درونی شما را به دانستن تبدیل می‌کند.چه حال شگفت انگیزی است از هستی … که با قاطعیت بدانید وجود دارید و دلیل وجود شما چیست و شناخت کاملی از آنچه – شما – هستید به دست آورید.
    بعد می‌دانید که برای چه آمده‌اید: زندگی جاوید را با نشاط بگذرانید.

    این سیاره‌ی با شکوه برای شما به وجود آمده استاز دیدگاه غیرمادی شما، قبل از تولد مادی، تمام درگیری‌های این تولد جدید برایتان روشن بوده است. محیط کامل و با ثباتی را که قرار بود در آن متولد شوید، می‌شناختید و اشتیاق فراوانی برای تنوع موجود در آن داشتید.آنچه بیش از هر چیز احساس می‌کردید آزادی و ذات نامحدود این محیط بود.

    هنگامی که ورود شما نزدیک می‌شد، تنوع این سیاره شما را دچار هراس کرد، اما زیبایی و تنوع مردمان و تصورات آن‌ها نیز شما را هراسانده بود. با این حال در هیچ نقطه و هیچ زمان از مهیا شدن برای ورود، علاقمند به دانستن نظریات دیگر مردمان نبودید. هیچ وقت فکر نکردید که علت ورود شما راهنمایی آن‌ها یا نشان دادن اشتباهاتشان است و وظیفه شماست که آن‌ها را اصلاح کنید.

    متوجه شدید که در این جهان همه چیز متنوع و در حال تغییر و تکامل است و به دلیل اطمینان خاطری که داشتید هیچ نگرانی درباره‌ی ورود خود و اطرافیان خود و کسانی که قرار است از شما محافظت کنند، نداشتید. در عوض می‌دانستید درون خود منابعی دارید که نه فقط شما را قادر می‌کند با محیط جدید خود هماهنگ باشید، بلکه شما را قادر به تکاملی پرنشاط، یعنی آنچه به دنبالش هستید می‌سازد. حالا شما این جایید – هنگامی که به این دنیا پا نگذاشته بودید همه چیز سرجایش بود.مایلیم بدانید که اوضاع، قبل از اینکه شما پا به این جسم مادی بگذارید چگونه بود تا بتوانید از رویدادهای زندگی بر روی این سیاره‌ی زیبا و با شکوه به نحوی عالی برخوردار شوید.
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2013/05/24
    نوشته ها
    10,160
    5,647
    مدیریت کل سایت
    راهنمای درون (قسمت سوم )


    فصل دوم:


    به یادآوردن تصویر با شکوه



    در حالی که بسیار مشتاقیم جان کلام این کتاب را دریابید – چون شرح کاملی است بر قدرت و ارزش عواطف و احساسات شما و این که به طور کامل آن‌ها را بشناسید و از راهنمایی آن‌ها به طور کامل برخوردار شوید- لازم است دیدگاه وسیع‌تری از طبیعت ابدی شما ارائه دهیم.در ضمن آن که توضیح ما ممکن است در قرائت اول به نظرتان نا آشنا بیاید ولی هنگامی که آن را به طور کامل درک کردید و مورد بررسی قرار دادید، کم کم به نظرتان آشنا می‌رسد. در سطوح عمیق‌تر وجود شما، تمام این اطلاعات از قبل نهفته بوده‌ اما کلمات ما، به شما کمک می‌کنند تا یادتان بیاید: بر طبق باورهای شما، در حالی که تجربیات خود را از دید مادی و در مکان مادی می‌بینید، قلمرو غیرمادی را ناکجا می‌دانید یعنی جایی که نیست.

    اما اگر چه قلمرو غیرمادی از بسیاری جهات با قلمرو مادی تفاوت دارد (که با دید مادی خود نمی‌توانید این تفاوت‌ها را درک نمایید) به هر حال این قلمرو هست، واقعی است، پهناور و گسترده است – و جایی است یا بهتر بگوییم ناکجایی است از انرژی پاک، خالص و مثبت.

    قبل از ورود شما به این جسم مادی، در قلمرو غیرمادی بودید و کاملاً هشیار و آگاه. به عبارت دیگر درست همان طور که در جسم مادی، خود راتشخیص می‌دادید و بر آن آگاه بودید، در قلمرو غیرمادی هم بر خود اشراف دارید و همان طور که اکنون در جسم خود هستید و به دنیای اطراف می‌نگرید، و آنچه را می‌بینید با عدسی دیدگاه خود تعبیر و تفسیر می‌کنید از موضع غیرمادی هم، هر چه در دیدگاه شخصی خود دارید آن‌ها را با همان ضابطه‌ها تعبیر می‌کنید.وجود غیرمادی شما هویتی در حال گسترش و ابدی دارد که از طریق آن زندگی را درک می‌کنید و از آن دیدگاه، مشاهده می‌کنید، می‌بینید فکر می‌کنید، خیال می‌کنید، تعمیق می‌کنید، می‌دانید و احساس می‌کنید.

    هنگامی که جهش ارتعاشی اندیشه‌ها، که از قلمرو غیرمادی تا مادی گسترده است با جسم مادی شما که در رحم مادرتان رشد پیدا کرده تلاقی پیدا کرد، شما به دنیا آمدید. بنابراین چیزی که زمانی فقط فکر و تصور بود، واقعیت مادی پیدا کرد. تصویر و تفکر در جسم مادی فرو رفت. اما وجود غیرمادی شما، همچنان غیرمادی باقی ماند و هنگامی که پا به این دنیا گذاشتید رشد بیشتری پیدا کرد.

    اکنون نه تنها وجود غیرمادی شما رشد پیدا کرده، بلکه شما صاحب دو دیدگاه هستید: دیدگاه مادی شما و دیدگاه غیرمادی‌تان و هیچ چیز مهم‌تر از رابطه‌ی میان این دو دیدگاه نیست. جزء به جزء زندگی شما به دیدگاه مادی و غیرمادی شما و کنش و واکنش آن‌ها با یکدیگر بستگی دارد.دلیل آنکه این کتاب را می‌نویسیم کمک به شماست تا درک کنید تنها از طریق کشف قدرت عواطف است که می‌توانید وضعیت پیوند میان وجود مادی و غیرمادی خود را درک کنید.

    رابطه‌ی شما با وجود درونیتان


    ما دو بُعد مهم فیزیکی و غیرفیزیکی شما را توصیف می‌کنیم و سپس با این تعاریف، بُعد فیزیکی که در این بدن هستید را «شما» و بُعد غیرفیزیکی‌تان را، «وجود درونی» می‌نامیم. شما بُعد غیرفیزیکی‌تان را شاید خدا، روح، مبدأ و یا وجود درونی بنامید ‌اما ما دوست داریم آن را «وجود درونی» بنامیم زیرا ریشه و بنیاد شماست و می‌توانید آن‌ را در درون خود حس کنید.

    سپس از دیدگاه غیرمادی وجود درونیتان، هوشیاری خود را به بُعد مادی‌تان داده است و شما متولد شدید. حالا شما هستید، زندگی می‌کنید، نفس می‌کشید، فکر می‌کنید و هم زمان با این کارها، وجود درونی شما نیز، زندگی و فکر می‌کند. هر گاه شما به بُعد غیر فیزیکتان فکر کنید، آن بُعد، خود را وارد زندگی شما می‌کند. انسان‌ها درباره جایگاه قبل از زندگی فیزیکیشان باورهای گوناگونی دارند، اما رایج‌ترین آن‌ها این است که خدا غیر فیزیکی است و در نتیجه کامل و بی نقص است و به انسان زندگی مادی عطا شده که کار کند و به کمال برسد و یا به جایگاه خدایی دست یابد. اما ما می‌خواهیم به خاطر بسپارید که شما در جسم فیزیکیتان، امتداد همان خدا هستید.

    ما می‌خواهیم به شما یادآوری کنیم که در شکل فیزیکی، ‌امتدادی از آن هستید که انسان‌ها، آن را خدا می‌نامند. ما از واژه‌ی خدا برای بیان انرژی مبدأ غیرمادی استفاده می‌کنیم، اما چون فهمیده‌ایم که این کلمه تداعیکننده باورهای متعدد می‌باشد به همین دلیل ما انرژی مبدأ غیرمادی یا همان خدا را با واژه‌ی «مبدأ» توضیح می‌دهیم. واژه‌ی خدا، در اکثر شما فکری را به جای خود کلمه فعال می‌کند، پس ما از کلمه‌ی «مبدأ» استفاده خواهیم کرد … این مبدأ غیرمادی، ‌امتداد همیشگی را برایتان مهیا می‌کند، حتی زمانی‌که از وجود آن و یا ارتباطش با خود، آگاه نباشید.
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2016/11/22
    نوشته ها
    1
    1
    Junior Member
    سلام چه جوری میتونم این کتاب و داشته باشم؟
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2018/06/02
    نوشته ها
    5
    0
    Junior Member
    خیلی خوب میشه اگه کتای را کامل منتشر میکردید؟!
    ویرایش توسط HOLMZ : 2018/06/04 در ساعت 00:44
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •